خیلی دلم گرفته ار خیلی ها
----------------
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
----------------
این وبلاگ برای همیشه تعطیل شد.

خیلی دلم گرفته ار خیلی ها
----------------
تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست
----------------
این وبلاگ برای همیشه تعطیل شد.

گفته باشم این دل گل گرفته
بیشترازاون که فکرکنی خرفته
خاطره هاش خاطره ی سقوطه
این دل ِ دل نیس که کویر لوته
دنبال یار میگردی یار نداره
تقویم اون فصل بهار نداره
تابه خودت میای می بینی رفته
طفلکی دل شیشش گروِ هفته
این دل پوسیده ی بی ستاره
حوصله ی هیچ کسی رو نداره
البته حق هم داره کوه درده
یه عمره هی دورخودش میگرده
دربه دری از سرو روش می باره
ساکت و سرد و بی رفیق و زاره
ای دل من بستری مریضم
کی اینجوریت کرده بگوعزیزم
این من ِ کهنه رو بذار سرِجاش
واسه یه بارم که شده خودت باش
غریبگی نکن منم غریبم
منم مث تو خسته ی فریبم
مثل من و تو اینروزا زیاده
پرپر و پا برهنه و پیاده
چیکار کنیم میسازن و میسوزیم
چه میشه کرد میبرن ومیدوزیم...
دعوتم کن به یه بوسه
به یه حس طرد وحشی
بگو که برات مهمم
بگو که منو می بخشی
من ازعشق تو گرفتم
لهجه ی ترانه هامو
به تو مدیونم عزیزم
طعم عاشقانه هامو
خوب خوابهای هرشب
دعوتم کن به همیشه
با من از خودم خودی تر
سوژه ی ناب ِ کلیشه
خواستنت عین تنفس
بودنت خودِ نیازه
شب بارونی ِ با تو
یه شب خاطره سازه
دعوتم کن به یه لبخند
عشقتُ بپاش توجونم
به خداقسم که بی تو
نمی تونم نمی تونم...
تیر و ترکش خون و خنجر
قاب عکست روی تخته
بی تو بودن سخته سخته
لحظه های بی تو بودن غربت و یادم میاره
لحـظه هـای بی تـو بـودن تـلـخ و غـمـبـاره
حـالا دستـام ازتـو دورن
چشمام بی تو کـورکـورن
کاشکی میشد برگردی باز
جا موندم از فصل پرواز
گیرم که دست نحست یه بار دیگه رو شه
کجابودی شبایی که از غمت میسوختم
دلـی واسـم نـمونده مـن دلـمو فروخـتم
تو چنگ مرگ اسیری داری آتیش می گیری
روت و برم با این حـال بـازم از رو نـمیـری
دیگـه نـیا کنـارم حـوصـله تـو نـدارم
بدیهایی که کردی نذار به روت بیارم
تو باختی زندگیت و چیش و می خوای بسازی
جـوونـیتم که لـه شـد دیگه به چـیت می نـازی
میری برو چه بهتر یه فتنه از زمین کم
میگی چیکار کنم ها خب میری به جهنم
یه ویرونه رو چشمام شهرفرنگ میدیدن
نه تو قشنگ نبودی چشام قشنگ میدیدن
سوزوندمت حسابی فکرنکنی که گنجی
میخوام به دل بگیری میخوام ازم برنجی
میخوام باهات حرف بزنم میفهمی
می خوام بهت بگم خدا نگهدار
نداشتم و نمی خوام از تو سهمی
الو ببین رفیق خوب قصه
دیگه باید منو فراموش کنی
اگه دلت میخواد منو بشنوی
بهتره این ترانه رو گوش کنی
گوشی رو بردار نمیخوام فکر کنی
دارم به سادگی ازت میگذرم
مرهم زخم همه بودم ولی
حالا خودم از همه زخمی ترم
الو عزیز خاطرات رفته
رفتن تو تیشه زده به ریشه ام
فقط میخواستم بشنوم صدات و
بیشتر از این مزاحمت نمیشم
حالاکه یخ زده حسم توی دوزخ ترانه
حالاکه دیگه غریبه ام بانگاه عاشقانه
حالایادت افتاده سربزنی به خاطراتم
حالایادت افتاده دل بدی وبگی باهاتم
حالا که بجز غریبی چیزی توچنته ندارم
حالاکه فهمیدی من از عاشقی پا به فرارم
حالاکه قلب صبورم ازتپیدن بی نیازه
حالاکه سینه ی سنگین صدام دلهره سازه
حالا یادت افتاده سربزنی به خاطراتم
حالا یادت افتاده دل بدی وبگی باهاتم
حالا که هیچی بجز غرور داغونم ندارم
تو بگو یه دلخوشی ساده من اونم ندارم
حال که دل و دماغ زندگی برام نمونده
حالاکه فاتحه قلب منو عشق تو خونده
حالا تازه اومدی میگی برات دل نگرونم
نه دیگه نمی خوامت نمی خوام عاشقت بمونم
دیگه دیره من بریدم و برو ازم جدا شو
داره میشکنه غرورم داری می شنوی صداشو
برو با هرکی می خوادت دیگه قلبم نمی لرزه
دیگه عاشق شدن ما به جدائیش نمی ارزه
آسمون شب من ستاره لازم نداره
حوضی ام که منت ماهیاشو نمی کشه
شمعی ام که ناز پروانه هاشو نمی کشه
حاضرم سنگ توبه شیشه بختم بخوره
حاضرم تبر به ریشه درختم بخوره
حاضرم ریشه مو یه صاعقه از جا بکنه
حاضرم زلزله به خونه عمرم بزنه
حاضرم زمستون تقویم من نشه بهار
حاضرم داروندارمو ببازم به قمار
حاضرم دست زمونه به صلیبم بکشه
رنگ چشم قصه تا مرز فریبم بکشه
حاضرم بمیرم و پیرهن قبرو بپو شم
قلبمو به هیچ کسی به هیچ کسی نمی فروشم
مزه ی دردوچشیدم عمری از چشات کشیدم نمیخوام بگم بریدم اما خوب من نداشتیم
توکه تاری توکه پودی توکه قلبمو ربودی بگو باکسی نبودی خوب من بگو دروغه
حالامن مرثیه خونم زخمی اخم خزونم نمیشه نه نمی تونم حرف بزن بگو دروغه
بگوقلبت سرجاشه عشق من توی رگاشه تونمی زاری جداشه تونمی زاری مگه نه
دردمن خیلی درشته قصه ی خنجروپشته دیربجنبی منوکشته تونمیزاری مگه نه
میدونم بهم می خندی تومنونمی پسندی قبرقلب منو کندی خوشم حتی با خیالت
زدی بهم یه دستی اما راه عشقُ بستی اما دلمو شکستی اما برو نازنین حلالت
دوس دارم با يه تفنگ راستكي بزنم توي شقيقه ي خودم
دوسه قرنه ازخودم بدم مياد ديگه ازدست خودم خسته شدم
دوس دارم با يه تفنگ راستكي روبه آينه تيراندازي كنم
پشت ميله هاي سربي قفس نقش يه پرنده رو بازي كنم
فصل آشتي درخت و تبره نوبت خودكشي كبوتره
نه محبتي نه عشقي نه دلي مرده شوراين زندگي رو ببره
اگه جرات داري چشماتو نبند ناز انگشتمو رو ماشه ببين
اگه مردي يه نفس دووم بيار وقتي خونم مي پاشه روي زمين
پلكاتو واكن و چشماتو بشور اينجوري صحنه رو بهتر مي بيني
ازكبوتري كه ضربه مغزي شد تو فقط روي زمين پر مي بيني
فصل آشتي درخت و تبره نوبت خودكشي كبوتره
نه محبتي نه عشقي نه دلي مرده شوراين زندگي رو ببره
من آن كبوتر بشكسته بال در دامم
كه بهر صيد من اين چرخ دانه اي نفكند
مرا به همت آن مرغ آسمان رشك است
كه رخت خويش به هيچ آشيانه اي نفكند
به سيل حادثه تا خود نسازدش ويران
زمانه هيچ زمان طرح خانه اي نفكند
من آن غريب درخت كوير سوخته ام
كه سنگ رهگذر از من جوانه اي نفكند
به غير كه وفا از پري رخان خواهم
به شوره زار كس از مهر دانه اي نفكند
فرشتهاي كه خبرداشت از شراره عشق
چرا به من نگه عاشقانه اي نفكند ؟
اي ما هميشه با هم و بي هم
پيوند پاك تا بزند درميان ما
اينك كدام دست ؟
آه اي بيگانه
وقتي تو مهربان باشي
دنياي مهرباني داريم
اي با تو هر چه هست توانايي
در دست توست معجزه عيسايي
وقتي بهار بود و گل رنگ رنگ بود
آن شب شميم عشق نخستين خويش را
از دست مهربان تو بوييدم
اكنون بهار نيست
تا برگهاي سبز درختان نارون
تن در نسيم نرم بهاري
رها كنند
تا ماهيان سرخ
در آبهاي بركه آبي شنا كنند
اي مهربانتر از من ، با من ، در دستهاي تو ، آيا كدام رزمز بشارت نهفته بود ؟
كز من دريغ كردي ، تنها ، تويي ، مثل پرنده هاي بهاري در آفتاب
مثل زلال قطره بباران صبحدم
مثل نسيم سرد سحر
مثل سحر آب
آواز مهرباني تو با من ، در كوچه باغهاي محبت ، مثل شكوفه هاي سپيد سيب
ايثار سادگي است ،
افسوس آيا چه كس تو را ، از مهربان شدن با من ، مايوس مي كند؟
وقتي تو نسيتي
خورشيد تابناك
شايد دگر درخشش خود را
و كهكشان پير گردش خود را
از ياد مي برد
و هر گياه
از رويش نباتي خود
بيگانه مي شود
و آن پرنده اي
كز شاخه انار پريده
پرواز را
هر چند پر گشوده فراموش مي كند
آن برگ زرد بيد كه با باد
تا سطح رود قصد سفر داشت
قانون جذب و جاذبه را در بسط خاك
مخدوش مي كند
آنگاه
نيروي بس شگرف مبهم نامرئي
نور حيات را
در هر چه هست و نيست
خاموش مي كند
وقتي تو با مني
گويي وجود من
سكر آفرين نگاه تو را نوش مي كند
چشم تو آن شراب خلر شيرازست
كه هر چه مرد را مدهوش مي كند
تمام عمر من رفته به تاراج
بدریای غمی در دست امواج
منم پادشه غمها که صد غم
ز دُر اشک من بر سر نهد تاج
چنان وامانده در دنیای دردم
که بر غمهای دل هم،خود دهم باج!!!
به غم گویم برو حتی دمّی چند
رهان پای مرا،از دام این بند
روا کن بر دلم شور و نشاطی
که بر لبها نهم یک لحظه لبخند
من آخر عاشقم ؛ رحمی بدل کن
دلی غرق محبت ، آرزومند
مخواه از درد وغم ، گیرم تباهی
بگو آخر چرا !؟ با چه گناهی؟؟؟!!!
نهادی تاج غم بر سر ز اشکم
رساندی سینه را درغم به شاهی
چنان در غصه ها بودی کنارم
که آواره شدم در بی پناهی!!!
ولی غم گویدم : جانم فدایت
توبا آن اشکها ؛آن گریه هایت
چنان زیبا فشانی اشک غم را
که نا گیرد کسی در غصه جایت!!!
چو از غمهای خود لب میگشائی
مرا زیبا نمائی در روایت !!!
بهر کس هم غم دوران نیآید
چه کس آغوش خود بر غم گشاید؟!
من اما در دل تو خانه دارم
مرا دوری تو هرگز نشآید!!!
من آخر عاشق قلب تو هستم
مرا اشک تو عاشق تر نمآید!!!
تو که خود عاشقی دانی که عاشق
نمیخواهد شب هجران بیآید
*****
سیه بختی من اینجا چه پیداست
که در دنیا فقط غم عاشق ماست!!!!
نکرده ترک دل از شور عشقش
وجودش درنگاه وچهره پیداست!
غم آنسان کرده جادر سینه من
که در خندانی لب هم، هویداست!!!
عجب بر طنز این دنیای جانی
که باغم، قاتل این قلب شیداست!!!
دلم سوزد ولی بر غصه و غم
چو مجنون غمزده در کُنج اینجاست!!!
بیا ای غم به آغوشت بگیرم
که قلبت همچو من غمگین و تنهاست
عجب!!!... گویا حقیقت را تو گفتی!!!
دل ما مهربان با رنج دنیاست!!!!!
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....
تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
بين من و عشق توولي فاصله اي نيست
گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي
و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت
جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست
رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست
وسعت تنهائيم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه هاي بي کسي
درد بي کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نکرد
***
عشق مثل یه بیسکویت ترد میمونه که درست کردنش سخته ولی شکستنش آسونه
***
آدما بازي رو دوست دارن ، اين تويي كه انتخاب كني اسباب بازيشون باشي يا هم بازيشون
گاهي دلم برای خودم تنگ مي شود
بر قلب من كسي به فغان مي زند صدا
« آيا نبود مرد رهي در زمين... رها »
يك شهر غم زده كه مرا مي برد به دور
دائم صٍدام مي زند اين درد كه:
« بيا»
دائم سوال مي كند اين قلب تب زده:
« اي تن! به راه گمشده اي مي روي! كجا؟؟»
گيجي و منگ و گنگ و پر از درد و بيكسي
دائم سوال مي كند اين چشمها:
« چرا؟»
مغزت سوال مي كند و قلب بي جواب
قلبت سوال مي كند و مغز در كما...
بيهوش و گيج و عاشق و مست و غزل فروش...
گاهي به شهر غم زده ها گاه نا كجا...
گاهي سكوت، گاه خدا، مرگ، زندگي
گاهي هبوط گاه صدا، منگ، بي شما!!
بر نقطه هاي آبي اين شهر خيره ام
تا يك نفر صدا كند اين مرده را...
«بيا»
دائم شبيه روح غريبي به حروله
برگرد چاه گمشده اي مروه تا صفا
« يك دست جام باده و يك دست زلف يار»
بر لب فقط نداي اميدي... خدا... خدا...
من « اصطبرتُ...» نه، به خدا شك نكن بگو
از خلق مي شوم به خدا من جدا... جدا...
بعدش به اشك مي كنم اين چشم را وضو
تو مي شوي...تو سرور و سالار و من گدا...
شب شد...
تمام شهر من اين بار در سكوت...
بس كن بهار مرده ي اين شهر بي صدا
...
برای موبایل:
http://www.2shared.com/file/2850951/9d65dc4f/valentine-MObile.html
حجم: ۵۳۴ کیلوبایت تعداد: ۴۰ عکس
برای کامپیوتر:
http://www.2shared.com/file/2850958/e4b964eb/valentine1.html
حجم: ۱.۸۴ مگابایت تعداد: ۱۸ عکس
http://www.2shared.com/file/2850962/2f41de36/valentine2.html
حجم: ۱.۷۶ مگابایت تعداد: ۱۴ عکس
http://www.2shared.com/file/2850967/5f2b2ab9/valentine3.html
حجم: ۱.۹۱ مگابایت تعداد: ۱۸ عکس
http://www.2shared.com/file/2850971/af53becd/valentine4.html
حجم: ۸۳۴ کیلوبایت تعداد: ۱۰ عکس
فیلم خاکسپاری:
http://www.2shared.com/file/2850912/600048f1/khak_separi.html
حجم: ۴.۹۴ مگابایت مدت: ۰۹:۵۹
تصاویر:
http://www.2shared.com/file/2850914/8963edc4/Forogh.html
حجم: ۱.۱۴ مگابایت تعداد: ۵۱ عکس
مثل اون وقتا هنوز دلم برات لك مي زنه
حسرت داشتن تو ،پير شده ، عينك مي زنه
صورتم سرخ شده بود ،اما حالا كبود شده
جدايي يه
عمر داره توي اون چك مي زنه
اوني كه من نمي خواستمش ولي منو مي خواست
منو مي بينه يه وقت ، دوباره چشمك مي زنه
يادته مشروط دوست داشتن تو شدم يه عمر ؟
هنوزم كامپيوتر داره برام تك مي زنه
حالا كه گذشت و رفتي و منم تموم شدم
مث تو كي آدمو جاي عروسك مي زنه
؟
ديشب از خواب پريدم خوب شد ، آخه ديدم يكي
داره به ماشين تو ، هي گل ميخك مي زنه
تو كه تنها نبودي ،يكي پيشت نشسته بود
بگذريم اين دل من هميشه با شك مي زنه
اوني كه بهم مي گفت دوست دارم دوسم نداشت
ديده بودم واسه ي دختره سوتك مي زنه
باورت مي شه
هنوز عاشقتم اون روز خوب
دل هنوز واست « تولدت مبارك » مي زنه
تو زياد دوسم نداشتي ، خوب مقصر نبودي
كي مياد امضا زير قول يه كودك مي زنه ؟
نه كه بچه ها بدن ، پاك و زلاله قلبشون
ولي نبض عقلشون يه قدري كوچك مي زنه
فكر نكن فقط تويي رسمه يه وقتا حوصله
ميره آسمون ، خودش رو جاي لك لك مي زنه
دختر همسايه مون ، نمي دونه دوس نداري
داره دور قاب عكست گل و پولك مي زنه
نه كه فكر كني به تو نظر داره ، مي كشمش
مثلا داره رو زخمام گل پيچك مي زنه
كارش اين نيس ، طفلكي شب تا سپيده مي شينه
گل و بوته و
شكوفه روي قلك مي زنه
راستي من چرا تو نامم اينا رو به تو مي گم
نمي گم گوشاي رؤيام ديگه سمعك مي زنه
جز واسه نوار تو كه توش صداي نازته
به نفس هام طعم عطر سيب قندك مي زنه
نامه مو جواب نده ،دوسم نداشته باش ولي
نذا اصلا نزنه قلبي كه اندك مي زنه
پيش هيچ كسي نرو ، حلقه دس كسي نكن
چون گناهه ، من هنوز دلم برات لك مي زنه